نیــمـه شب در چــرنــوبیـل

ناگفته هایی از دردناکترین و وحشتناکترین فاجعه اتمی جهان

نام: نیمه شب در چرنوبیل

نویسنده: آدام هیگن باتم
مترجم: فرزاد مرتضایی

ناشر: انتشارات مرسل

چاپ اول-1399

شابک: 2-577-972-965-978

فهرست نویسی: فیپا

رده بندی کنگره:62/3فا8

شماره کتابشناسی ملی:5248003

آدام در این کتاب بی‌نظیر به شما نشان می‌دهد که در سال 1986 هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی، با دیگر ابرقدرت‌های جهان درگیر بود؛ بی‌توجه به شهروندان خود و همچنین ساکنان کل جهان، زمینه را برای فروپاشی این قدرت برتر جهان فراهم کرد. در حقیقت، نیمه شب بیست و یکم آوریل سال 1986، راکتور چهارم نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل، از کنترل خارج شد و حادثه‌ای ناگوار در دل تاریخ رقم خورد، حادثه‌ای که بشریت همچنان درگیر تبعات آن است.

– بهترین کتاب سال روزنامه‌ نیویورک تایمز

– بهترین کتاب سال نشریه تایم

– برنده مدال اندرو کارنگی انجمن کتابخانه آمریکا

– برندۀ جایزه کولبی

– کتاب برگزیده سال‌های 2018 و 2019

تاریخ جهان شاهد ظهور و سقوط نظام های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و عقیدتی مختلفی بوده است که هر یک در خود درس های گران بهایی برای بشریت داشته اند، افلا تعقلون!!

نظام کمونیست که با ادعای حمایت از قشر کارگر، و شاید فراتر از آن با شاعر ایجاد جهانی آرمانی برای جهانیان، پا به عرصه وجود گذاشت، یکی از همین ساختارهای سیاسی اجتماعی است، که نه تنها هرگز به آرمان های خود نرسید،   بلکه خود دردی شد بر دردهای بشریت.

نظام به شدت ناکارآمد و معیوب کمونیست که بر پایه عوام فریبی و پنهان کاری بنا شده بود، بر خلاف آنچه در ابتدا ادعا می کرد، به سرعت به ساختاری برای اشاعه  یک ایدئولوژی دروغین و ساختگی تبدیل شد که هدف آن ایجاد تمایز و برتری برای اعضای عالی رتبه حزب بود. اعضایی که به واسطه تجمع قدرت به زالوهایی برای مکیدن جان و مال مردم، و مهم تر از آن خشکاندن هرگونه تفکر آزاداندیشی ،تبدیل شده بودند، و اندیشه ای جز ثروت اندوزی و قدرت طلبی در سر نداشتند.

حاصل این ساختار معیوب، شکل گیری یک نظام اداری فاسد و مبتنی بر کاغذبازی بود. نظامی که ارتقا شغلی در آن بر اساس گزارش دهی و یا شاید بهتر باشد بگوییم”خوش خدمتی” بنا شده بود. همه کارمندان، از پایین ترین تا بالاترین رده، تنها به خوش رنگ و لعاب کردن گزارشات خود می اندیشیدند. در سطح عملیاتی، گزارشاتِ مربوط به پروژه‌های ناقص و ناتمام را به دروغ و بر اساس آمار ساختگی ، بی نقص جلوه می دادند. مدیران میانی نیز همین گزارشات غلط را به زیور تملق می آراستند و تقدیم مقامات ارشد می کردند. نتیجه این روال بیمارگونه، بی خبری و غفلت سیاستگذاران و تصمیم گیران پایتخت نشین بود، که البته خودشان هم چندان از این بی خبری ناراضی نبودند.

اما آنچه این خدایان بی چون چرای عوام فریبی و دروغ، فراموش کرده بودند، این بود که شاید بتوان بشریت را به بردگی و اسارت کشید، اما طبیعت را هرگز!

فاجعه چرنوبیل فریاد گوش خراش و غمبار طبیعت بود که در نیمه شب بیست و یکم آوریل سال 1986 از اعماق وجود رآکتور اتمی واحد شماره چهار نیروگاه هسته ای اتحاد جماهیر شوروی، برآمد و پرده از دروغی بزرگ برداشت که به شکل ماهرانه ای در زیر افکار ایدئولوژیک لنین و استالین پنهان شده بود.

www.farzadmortezaei.ir

f.mortzaei@gmail.com

09139622586

با نزدیک شدن پره های چرخان هلیکوپتر، پرنده‌های سیاه به آسمان برخاستند و بر فراز چمنزارهای یخ زده، آبراه‌ها و برکه‌های سیمگون اطراف رود پریپات، پراکنده شدند. ویکتور بروخانوف، که تا زانو در برف فرو رفته بود و به دلیل سرمای شدید و مه غلیظ، نفسش به شماره افتاده بود، در روی زمین به انتظار رسیدن هیئت بلند پایه‌ای از مسکو بود.

وقتی بالاخره هلیکوپتر بر روی زمین نشست، هیئت وزرا و سران حزب کمونیست، پا بر روی زمین یخ‌زده گذاشتند. سرمای سوزناک بر روی کت‌های سنگین پشمیشان خزید و خود را به زیر کلاه‌های خز بلندشان رساند. رئیس وزارت انرژی و برق از اتحاد جماهیر شوروی و روسای حزب ارشد از جمهوری سوسیالیستی اوکراین، در نقطه ای که قرار بود جسورانه ترین پروژه این کشور آغاز شود، به بروخانوف ملحق شدند. بروخانوف سی و چهار ساله، فردی باهوش، بلند پرواز و متعهد به حزب بود، که اکنون با دستور ساخت چیزی وارد اوکراین شده بود، که اگر طراحان مرکزی کار خود را درست انجام می‌دادند، قرار بود بزرگترین ایستگاه انرژی هسته‌ای بر روی زمین شود.

در کنار رودخانه، ده‌ها مرد ایستاده بودند و نقشه‌های لوله شده را در دست داشتند. یک عکاس محلی، آنها را در میان بیل‌های دسته بلند و یک دوربین مهندسی-تئودولیت- منظم کرد، به گونه‌ای که هلیکوپتر در پشت سرشان قرار گرفت. آنها در برف ایستادند و وزیر، نیپاروژنیوا را که یک میله فلزی نمادین را سانتیمتر به سانتیمتر در زمین فرو می‌کرد، تماشا کردند.